سيد جلال الدين آشتيانى
567
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
مشتهيات خود منع مىنمايد . اين مرتبه را مرتبهء اسلام كه در حديث سابق به آن اشاره شده بود نام نهادهاند . اين مقام حاصل نمىشود براى انسان ، مگر آنكه انسان معرفت كامل به مبدأ و معاد پيدا نمايد و حسنات را از سيئات تميز بدهد كه بداند بر حسنات ثواب و بر سيّئات عقاب و مترتب مىشود . علم بر وعد و وعيد ، كه نتيجه و لوازم اعمال است ، گاهى براى انسان در اين مقام بنحو اجمال حاصل است ؛ و گاهى بنحو تفصيل ، نهايت كمال صاحب اين مقام ، رسيدن بمقام نفس است ، بهنحوى كه از تناكح بين عقل و نفس ، قلب نفسانى نورانى متولد شود و نيل بمقام قلب نفسانى نورانى حاصل از تناكح عقل و نفس بطن سوم از بطون هفتگانه است كه بهوسيله قلب حضور جميع اشياء و اعمال را نزد پروردگار درك نمايد ، و بداند كه حق تعالى حاضر و شاهد است بر جميع اشياء و بفهمد و تصديق كند كه اگر خدا را نمىبيند ، خدا او را مىبيند . لسان اين مرتبه در كلام الهى : « يا ايها الذين آمنوا اقيموا الصلاة و آتوا الزكاة » و قول حق در آيهء ديگر : و « بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ، أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ » است . تصديق عقلى بهآنچه كه صادق مصدّق بيان كرده است ، گاهى بر وجه كلى است ، مثل اينكه انسان در اين موطن بما جاء به النبى « ص » ايمان داشته باشد ؛ و
--> تعالى مشاهدة انوار الجمال و الفناء في الحق المتعال » . تكليف سالك بعد از يقظه و بيدارى توبه و انابه است . امام به حق ناطق جعفر صادق عليه و على آبائه الكرام و اولاده عليهم السلام ، متعرض جميع مقامات سلوك شده است و كلماتى پرارزش در مقام ارشاد اصحاب بيان كرده است ، در باب توبه بنا بنقل شيخ عارف و محقق ، ملا عبد الرزاق كاشانى « قده » گفته است : « التوبة حبل اللّه تعالى و مدد عنايته » . تعبير بحبل اللّه مشعر باتصال عبد به حق است در مقام پشيمانى از معاصى ، چون سالك در مقام توبه متجلى بتجليات حق است ، و بتوفيق حق از معاصى گريزان و از معاصى گذشته توبه مىكند . تا مدد حق نباشد ، توبه تحقق پيدا نمىكند ، لذا توبه از مقامات است و حق در مقام توبه وسيلهء اتصال عبد را فراهم مىكند . حليهها و چارهسازيهاى تو * جذب ما بوده گشاده ناى تو درد عشق تو كمند لطف ماست * زير هر اللّه تو لبيكهاست